أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
243
تجارب الأمم ( فارسى )
آغاز كرده ، پيش پايش ايستاد . محمد بن خلف به او گفت : اى نمك به حرام [ 1 ] شنيدم نزد على بن عيسى از من بدگوئى كردهاى كه من براى وزير شدن بر جاى او مىكوشم ! تو وابستگان امير [ ابو ساج بن ديوداذ ] و غلامانش را نيز به من بدبين كردهاى . به خدا سوگند ! اى سگ ! مىدهم ، پانصد تازيانه بر تو بزنند و سى هزار دينار دارائى كه تو را مست كرده ، از تو خواهم گرفت ! حسن بن هارون تنها چنين پاسخ مىگفت : خدا در ميان من و كسى داور باشد ، كه سرور مرا ، كه من نهالى از اويم ، به من بدبين كرده است ! محمد بن خلف همچنان اشتلم مىكرد ، تا آنجا كه پرسيد : امير را ديدى ؟ حسن بن هارون گفت : هنوز نديدهام . گفت : با لعنت خدا ، به نزد او رو و به اينجا بازگرد ! حسن به نزد ابو ساج رفته هر چه را از كوششهاى محمد بن خلف بر ضد ابو ساج در بغداد دانسته بود و آنچه را در روى او هنگام بازگشت گفته بود ، همه را گزارش داد . ابن ابو ساج به صندوق دار خود ، كه ماليات گرد آمده نزد محمد بن خلف را ، براى پرداخت به سپاهيان و غلامان و هزينههاى ديگر از او مىگرفت بخواند و گفت : تو در مدتى پيش مالى را به نزد من آورده گفتى : اينها درمهاى غش ، بهرجه ، خراسانى [ 2 ] است كه محمد بن خلف آورده است ، تا ماهيانهء اوليا * و جز ايشان را از آن بپردازى ! تو مىگفتى : كسر صرافى او بسيار است . از تو مىخواهم روند كار و آوردههاى كنونى او را روشن سازى ! گفت : آنچه امروز مىآورد از هر گذشته بدتر است ! من از يكصد هزار درم كه امروز آورد ، يك هزار و پانصد درم جديد و دو هزار درم راست و بىعيب و چهل و دو هزار درم غل و غش پست بيرون آوردهام . اين پاسخ دربارهء فرق صرافى بر ابو ساج گران آمده گفت : چون امشب محمد بن خلف بدينجا آيد تو نيز بيا و پولها را همانگونه بياور و بگو كه چگونه اين رفتار او مردان و غلامان ما را بد دل كرده
--> [ ( 1 - ) ] M : متن : يا عاض . . . اى گازگير پستان مادر ! [ ( 2 - ) ] M : چند گونه سكه درمهاى غش و با عيار بوده كه بهاى درم را از ده تا يك دينار پائين مىآورد مانند آنچه در خ 5 : 276 ديده مىشود .